صفحه اصلی
پست الکترونیک
بایگانی نوشته ها


خان دایی برنادت سر گشته اي تنها پــریــســا دیار محبت راحیلا سراب عشق افسانه فرناز Roza غريبه ای از مه هنی
الی
ساقی انتظار پشتِ ديوار ِ دلتنگی ماتیلدا پیچک شوق نهال بيتا ساناز پرنده آبی
اسمون پر ستاره
قصه شهر سکوت
بید مجنون
تک درخت
هفت اقلیم
<
FONT color=#000000>دریا
bidelidarhameahval
mcafee
میخانه عشق
طوقی پرشکسته
قوی تنها
رامین
عشق چیست

| لینک نوشته |
فیلم «چهره ها»ی شاهین پرهامی برنده جایزه اول فستیوال سیدنی | |
فیلم مستند بلند Faces(چهره ها) ساخته شاهین پرهامی در جشنواره CINEWESTدر سیدنی استرالیا جایزه اول این جشنواره را برنده شد. فیلم چهره ها، 105 دقیقه و محصول 2007 کاناداست و کارگردان، نویسنده و ادیتور آن شاهین پرهامی کارگردان جوان و خوشفکر ایرانی است. در این فیلم شهرام گلچین بازیگر قبل از انقلاب ایران، پنجره ای است که از طریق او با 9 نفر از هنرمندان مهاجر مقیم کانادا، بابک سالاری، حسین شرنگ، مهدی رئیس فیروز، شیدا قره چه داغی، نیما مظهری، خسرو برهمندی، ساشار ظریف، افسانه شفایی، کیا طبسیان و ضیاء طبسیان آشنا می شویم. رقص، شعر، موسیقی، سینما، عکاسی، نقاشی و مجسمه سازی عرصه های گوناگونی هستند، که ما را با دنیای هنری این چهره ها آشنا می سازد. این مستند ـ تجربی به نوعی منعکس کننده، سیاست، تاریخ، فرهنگ، هنر و رسانه های مسلط روز، در عین حال بیانگر چهره ی جدیدی از هنر و فرهنگ معاصر "دیاسپورا"ی ایرانی ست. شاهین پرهامی طی دهه گذشته 6 فیلم کوتاه، متوسط و بلند در کارنامه سینمایی خویش ثبت کرده و سینمای شاعرانه اش مورد توجه جشنواره های معتبری از قبیل هات داکز کانادا، تسالونیکی یونان،مونتریال نیو سینما ، جشنواره بین المللی فیلم مونتریال و . . . قرار گرفته است. شاهین از سال 1988 به کانادا مهاجرت کرده و در دانشگاه های کارلتون اتاوا و کنکوردیا در مونتریال فیلمسازی خوانده است. او با نشریات فارسی زبان و انگلیسی زبان با ارسال شعر و مقاله همکاری داشته است. سه گانه ی ناسوت(1997)، لاهوت (1998) و جبروت (2003) از فیلمهای دیدنی او هستند. "نسیان"(2002) از دیگر فیلم های اوست. | |
| لینک نوشته |
(آن شانه های صبر و صبور )...
تقدیم به روح بلند پرواز عموی از دست رفته ام
یاد و نامش همیشه گرامی باد ...
کجایی که حضور و نگاه مهربانت گرمی دهنده دلهای بیقرار ما بود
و سکوت پر از رمز رازت سر شار از ناگفته ها

(آن شانه های صبر و صبور )
سرای خانه روستایی تو خانقاه من است
مهر نگاه مهربان تو نماز صبحگاه من است
شکفت در خواب بوسه شیرین تو . کاشک میزدم
به بیداری بوسه بر دستت که دست پادشاه من است
فارغ ز غم غربت نشدم باری . از زیارت روی تو
بدلم مانده خیال دیدار تو . خدا گواه من است
به دالان بهشت رخت سفر بستی و خوشا حالت
بدان که آئین مقدس تو رسم و راه من است
دیگر نزاید مادر گیتی چون تو مردی به جهان
آنکه میگفتم نیکخواه عالم و هوا خواه من است
نیستی که گوئیم بعد تو هر کدام از ما
ز شا نه های صبر و صبوری که تکیه گاه من است
برید تیـــغ نامرد اجـــل شاخه ترد مهربان کاظم ما
دیدار ز آرامگه جاودانش دغدغه گاه و بیگاه من است
به عمر نشاید دل بست . روز گار بی وفاست شیدا
این چند صباح هم . یاد عمو کار دلخواه من است
سپتامبر 2007 ...///
گاهی که خوب فکر میکنم کاملا این احساس را دارم
که دیگر کسی نمی تواند با مشخصه ها و شخصیت هایی
چون گذشتگان ما آفریده شوند ..
گوئی انسانیت در سایه خشونت بار این عصر ماشینی و مصنوعی رنگ می بازد ...
و بشر دوباره باید به جنگلها پناه ببرد ...تا از اینهمه ظلم و ستم و نا پاکی ها دور شود
| لینک نوشته |



